بسم رب شهداء والصدیقین

شهیدان زنده اند ...
شهید والامقام حسین زارعی




 

بسم رب الشهداء

 زندگی نامه شهید حسین زارعی

باسلام بر حضرت مهدی (عج) گسترش دهنده عدل و داد وبا سلام و درود به امام امت رهبر مستضعفان جهان و کلیه شهداء و رزمندگان ایثار گر .

برادر پاسدار شهید حسین زارعی فرزند غلامعلی در سال 1340 در روستای تلخو کاکی دشتی متولد و پس از یک سال والدی به علت قعط سالی و فقر زیاد از محل مذکور عازم برازجان گردید ودر سن 6 سالگی راهی مدرسه شد، ولی بعلت فقر و مشکلات مادی نتوانست ادامه تحصیل دهد ، و از همان اوایل کوچکی تن به کار و کوشش برای رفع نیاز های مادی خود و خانواده پرداخت و در رانندگی دستگاه های سنگین چون لودر وبلدوزر و غیره تخصص کامل یافت تا اینکه در سالهای 56-57 که کمکم داشت حرکت انقلاب اسلامی عیان می شد وی با دیگر جوانان مسلمان به مبارزه علیه حکومت طاغوت پرداخت تا اینکه انقلاب در سال 57 پیروز گردید، و چندین بار بوسیله گروهکهای چپی جهت همکاری با آنها دعوت شد ، ولی از آنجائیکه در خانواده ای مذهبی پرورش یافته و ایمان قلبی به اسلام داشت در خواست آنها را رد کرده و تنها در خط امام ادامه داد و پس از تشکیل کمیته انقلاب اسلامی به همکاری نزدیک با آنها پرداخت در این ایام که گروهکهای ضد اسلام کم کم دست به فعالیت زده بودند ، با دیگر هم رزمانش فعالانه علیه آنها به مبارزه بر خواست تا آنجا که یکی  از افراد بسیار فعال و موثر در سرکوبی شدید منافقین در شهر برازجان و روستاه های اطراف و حتی شهر ها و مناطق دیگر شناخته شده او در اوایل سال 59 به عضویت بسیج مستضعفان در آمد ودر شهریور ماه 59 قبل از شروع جنگ تحمیلی جهت آموزش نظامی عازم نیشابور شد وی در تشکیل پایگاه مقاومت مالک اشتر نقش بسزایی داشت ویکی از اعضای فعال آن پایگاه بود . در اواسط سال 59 به عضویت کمیته انقلاب اسلامی برازجان در آمد در 22 بهمن 59 دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران ازدواج نمود پس از آن چندین بار به اتفاق برادران کمیته انقلاب اسلامی عازم جبه های حق علیه باطل گردید بالاخره در اوایل خرداد ماه سال 1360 بنا به دلایلی که برای همه روشن شد از کمیته انقلاب اسلامی استعفا داد وی پس از شهادت شهید دکتر بهشتی و دیگر یاران او به همکاری بسیار نزدیک جهت تشکیل گروه های کار گری حزب جمهوری اسلامی و جذب افراد به حزب جمهوری اسلامی پرداخت و با همکاری دیگر یاران سپاه ، کمیته و فرمانداری  توانست حق کارگران را از کارخانه داراها بگیرد و کارگران را به حق خودشان برساند، وی با لیبرار ها مخالف سرسخت بود و در تمام فعالیت های برادران حزب الله برای مبارزه با گروه ها و لیبرالها نقش موثری داشت. در اواخر سال 60واوایل 61 که منافقین دست به تشکیل خانه های زده بودند. حسین در کشف وتسخیر خانه های تیمی از جمله دو خانه تیمی که در منطقه حسین آباد بود نقش فعالی داشت ، او در رابطه با مبارزه با افراد بی بند و بار و مزاحمان خیابانی ، قاچاق اسلحه ، آمار گیری کل شهر، سرکشی به خانواده های شهداء ، شرکت در کلیه مراسمها دستگیری قاتلین خصوصاً قاتل خانواده ای که در اوایل پیروزی انقلاب قتل و عام شده بودند و کارهای نظیر اینها بسیار فعال بود برای مثال در عملیاتی که به اتفاق برادران بسیج به دهکنه برای مبارزه با منافقین به اوج قدرت خود برای جذب نیرو  ودر اختیار گرفتن جوّ منطقه رسیده بودند توانست مقدار زیادی از منافقین را دستگیر نماید همچنین دستگیری تعداد زیادی از منافقین و رهبران آنها در شهر های گچساران ، بوشهر ، شیراز و روستا هایی چون در وایی و غیره تحویل به سپاه و همچنین دستگیری تعدادی از قاچاق چیان حرفه ای در کازرون ودیگر جا ها که تحویل سپاه همان جا داده شد ، وی در این مواقع مسئول یک گروه اطلاعاتی از طرف سپاه برای کشف خانه های تیمی و افراد گروهکها وخنثی نمودن فعالیتهای آنان گردید ، که مسئولیت خود را به نحو احسن به انجام می رسانید او در این فعالیتها بار ها از طرف سپاه بسیج و جهاد سازندگی عازم جبهه های حق علیه باطل گردید او در جلسه ای که در دادگاه انقلاب اسلامی  بوشهر جهت رفع احتیاجات مراکز قضائی استان گرفته شد حاضر بود و چون مسئولین قضائی تصمیم به احداث ساختمانی برای دادسرای برازجان داشتند ، حسین مسئولیت فوق را پذیرفت و باحداقل وقت ساختمان را برای شروع کار داد سرا احداث و تحویل داد ، او در سال 1362 به عضویت سپاه در آمد  وعازم جبهه گردید.و در آنجا به علت آشنایی با دستگاه های سنگین به فعالیت در واحد مهندسی رزمی پرداخت و پس از مدتی که در جبهه فعالیت داشت در عملیات های زیادی والفجر 1 و والفجر4 و عملیات خیبر کرخه نور و ... شرکت نمود. در اواخر که به عضویت شپاه در آمده بود مدتی در برازجان و کازرون و روستا های اطراف به جمع آوری نیرو جهت اعزام به آموزش یا جبهه برای فعالیت در واحد مهندسی رزمی پرداخت او که برای چندمین بار عازم جبهه شدده بود در جبهه غرب به علت ضرباتی که بر اثر برخورد لاستیک لودر به کمر و پای راستش وارد شده بود، به بیمارستان جندی شاپور  اهواز رفته و برای او 15 روز استراحت داده شد ولی چون او مسئول مهندسی رزمی بود و با توجه به اینکه عملیات خیبر نزدیک بود استراحت نکرد وهمواره با این پای درد در باران و سرما و برف به فعالیت خود ادامه داد و چندین به آن محل ضربه وارد وکم کم دردش شدید تر شد وی هنگامی که در حال ماموریت جبهه جهت رساندن نیرو به شیراز بود تصادف کرد و محل ضربه دیده دوباره مصدم گردید تا اینکه دردش شدید تر شد و به بیمارستان مراجعه کرد ، وی در این مدت که بستری بود با توجه به اینکه بشدت درد داشت همواره نام خدا و  ائمه و دعا برای امام امت ورزمندگان و نفرین بر منافقین و کفار و شفای مجروحین و معلولین بر زیان داشت . شهید حسین زارعی در طی عمر 23 ساله اش گاهی دل به جمع آوری مادیات دنیا نمی داد و همواره از هر راه که می توانست از اسلام و جمهوری اسلامی دفاع و با دشمنان آن مبارزه می کرد لذا با توجه به اینکه در رشته خود متخصص بود و می توانست بهترین درآمد داشته باشد ، ولی دست از همه چیز کشیده و تنها به اسلام پیوست به خاطر این فعالیتها بود که چندمین با منافقین و سرمایه دارها وبی بند و بار ها تصمیم به ترور او را داشتند ولی آرزوی خود را به گور بردند سرانجام حسین پس از 6 ماه که در بیمارستان های شیراز و تهران ومدتی در منزل و اواخر در واحد پزشکی شهید مازندرانی شیراز بستری بود در مورخه 27/9/1363 ساعت 5/2 بعد از ظهر روز سه شنبه به لقاء الله پیوست.

روحش شاد و ر اهش پر رهرو باد